خیار تدلیس به معنای فریب دادن یکی از طرفین قرارداد با استفاده از پنهان کردن نقص و عیب و یا ارائه اطلاعات غلط درباره کالای مورد معامله میباشد. اگر یکی از طرفین معامله ایی فریبکارانه یا تقلب کارانه انجام دهد، فرد دیگر حق فسخ معامله را دارد. برای نمونه اگر فردی محصولی را با مشخصات و ویژگیهایی خریداری کند و بابت آن مشخصات و برند هزینه پرداخت نماید اما پس از تحویل گرفتن کالا متوجه تناقض در برند، رنگ، قیمت و … شود، میتواند معامله را فسخ نماید و برای استرداد هزینه پرداختی اقدام نماید.
انواع خیارات در قانون مدنی
براساس قانون انواع خیارات به چند دسته تقسیم بندی می شوند و دو دسته از آنها که در برابر یکدیگر قرار می گیرند عقد جایز و لازم می باشند. قانون مدنی ایران عقد جایز را عقدی میداند که هر یک از طرفین معامله هر زمان که بخواهد می تواند معامله را برهم بزند و فسخ نماید. عقد وکالت نمونه ای از عقد جایز می باشد. اما در عقد لازم، هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ ندارند، مگر در موارد خاص. نمونه این عقد را میتوان قرارداد بیع یا همان خرید و فروش املاک دانست. در اینجا قانون این حق را به طرفین معامله میدهد که با استناد به دلایل قانونی معامله را فسخ نمایند. خیارات در خصوص جرم طرف معامله موثر نمی باشد بلکه حقی است که برای جبران ضرر به طرفین معامله داده می شود تا با استناد به شواهد و مستندات قانونی از آن استفاده کنند. خیارات در قانون مدنی 12 نوع می باشند که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:
- خیار مجلس:
بر اساس قانون مدنی در خیار مجلس، هریک از طرفین قرارداد، مادامی که مجلس قرارداد منعقد است، اختیار فسخ معامله را دارند. خيار مجلس مختص عقد بيع است و در ساير عقود راه ندارد. - خیار شرط:
هر گاه در معامله ای شرط شود که یکی از طرفین یا هر دو و یا شخص ثالثی حق فسخ معامله را در مدت معین دارد، این معامله که در آن حق فسخ پیش بینی شده است را خیار شرط می نامند. - خیار عیب:
خیار عیب یا خیار نقیصه، یکی از انواع خیارات در فقه و حقوق اسلامی است که بر اساس آن در صورت معیوب بودن شیء مورد معامله خریدار حق فسخ معامله را دارد. به عبارت دیگر این خیار در مورد کالایی که معیوب است و خریداری شدهاست بیان می شود. - خیار غبن:
غبن در لغت به معنای ضرر و زیان رساندن و فریب دادن است. در حقوق هم به معنای این است که یکی از طرفین معامله دچار ضرر و زیان شده و در معامله فریب خورده است و در واقع به معنای این است که معامله به معنای غیر واقعی اجرا نشده است. بنابراین اگر هر یک از طرفین معامله درباره ارزش واقعی مال مورد معامله فریب بخورند می توانند از خیار غبن استفاده کند و معامله را فسخ نمایند. به زبان ساده تر هم اگر کسی مالی را به قیمت غیر واقعی معامله نماید بر اساس قانون می تواند به دادگاه دادخواست ارائه دهد و در خواست فسخ معامله را نماید. - خیار تدلیس:
تدلیس به معنای کتمان کردن و پنهان کردن است . در ماده 438 قانون مدنی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف مقابل معامله شود . طبق ماده 438 می توان گفت که در صورتی که فروشنده صفتی را به مالی نسبت دهد که در واقع مال فاقد آن صفت باشد و خریدار به علت آن صفت مال را بخرد ، برای خریدار حق فسخ بر مبنای خیار تدلیس ایجاد می گردد . برای نمونه، فروشنده در مورد دستبندی وانمود کند که دستبند طلا است و خریدار نیز با نیت اینکه طلا است اقدام به خرید آن کند. در واقع فروشنده با فریب دادن خریدار به او حق فسخ قرارداد را داده است و مبنای این حق فسخ ، فریب مشتری است.
همچنین بخوانید: خیار غبن در معامله چیست؟
شرایط استفاده از خیار تدلیس
یکی از شرایط استفاده از خیار تدلیس مربوط به زمانی می شود که درباره قرارداد و معامله توضیح و تعریفی ارائه شود که در مورد کالای مورد معامله صدق نمیکند. همچنین اگر اقدامات فریبکارانهایی نسبت به کالای مورد معامله انجام پذیرد و عیوب آن کالا مخفی شود هم میتوان از این اصل برای فسخ قرارداد استفاده کرد. برای نمونه کالای فیکی را به جای یک کالای تقلبی به فروش برسانند.
موقعیت بعدی مربوط به زمانی است که اقدامات فریبکارانه پیش از انعقاد قرارداد صورت بگیرد و عامل فریب و دروغ در قرارداد وجود داشته باشد.
طبق ماده 439 قانون مدنی، خیار تدلیس در معامله فقط برای مشتری صادق نیست و بایع نیز در صورت رخ دادن هرگونه تقلب و دروغ میتواند نسبت به فسخ قرارداد اقدام نماید.
تفاوت خیار تدلیس با خیار عیب
تدلیس به معنای این است که یک طرف معامله با نیرنگ و فریب اوصافی که در موضوع معامله وجود ندارد را، موجود تلقی میکند ولی در خیار عیب، نقص و مشکلی در مال هست و عرف آن را عیب و نقص میشناسد. بنابراین در خیار عیب، موضوع معامله الزاماً باید معیوب باشد اما در خیار تدلیس الزام وجود عیب در موضوع معامله نیازی نیست و صرفا با نیرنگ و فریب طرف مقابل را وادار به معامله می کنند. این در حالیست که خیار عیب، بدون تدلیس هم محقق می شود.همچنین در جایی هم ممکن است پوشاندن عیب با علم و عمد صورت گیرد و خیار عیب و تدلیس با هم ایجاد گردد ولی صرفا در خیار تدلیس خیار عیب وجود ندارد.
همچنین بخوانید: مشاوره حقوقی مشاوره کیفری
جرم تدلیس در معامله
به طور کلی کلاهبرداری، اختلاس،فریب دادن، تقلب و اقداماتی از این دست جزو اعمال مجرمانه محسوب میشوند که متاسفانه این روزها هم به طور چشمگیری در حال افزایش است. تدلیس و کلاهبرداری هم سبب ایجاد هرج و مرج و بینظمی می گردد. از این رو برای ممانعت از روی دادن این اتفاقات، جریمه و مجازاتی برای افراد کلاهبردار و قانون شکن تعیین شده است. طبق قانون اگر افرادی از طریق فریب و تقلب مردم را به سمت کمپانیها، موسسات و سازمانهای جعلی یا اموال دروغین ترغیب نمایند و آنها را به امور غیر واقعی و دروغ امیدوار سازند یا باعث رعب و وحشت دیگران از اتفاقات جعلی گردند، کلاهبردار محسوب می شوند و در چنین شرایطی فرد مجرم افزون بر رد اصل مال به صاحب اصلی، به یک تا هفت سال حبس و پرداخت جریمه نقدی برابر با مالی که کلاهبرداری کرده است نیز محکوم میشود. طبق تبصره 1 ماده 1 قانون مدنی امکان کاهش مجازات پایینتر از حداقل و همچنین تعلیق حکم نیز در این مورد وجود ندارد. بهتر است قبل از اقدام به هرگونه معامله از بهترین وکیل تنظیم قرارداد شیراز مشاوره بگیرید.
اسقاط خیار تدلیس
واژه اسقاط به معنای برهم زدن و از میان بردن معامله است. از طرفی هم کلمه خیار به معنای حق و حقوقی است که قانونگذار برای طرفین معامله وضع میکند تا در صورت رخ دادن تقلب یکی از طرفین بتوانند معامله را به صورت یک طرفه فسخ نماید. اکثر حقوقدانان درباره این قانون نظرات مختلفی ارائه دادهان، زیرا آنها بر این باورند که اسقاط خیار تدلیس باعث هرج و مرج در نظم و قانون و همچنین اجرای بی عدالتی در جامعه می گردد. در حالی که طبق ماده 448 قانون مدنی میتوان برخی از خیارات را جزو شروط ضمن عقد قرارداد دانست اما این قانون شامل خیار تدلیس نمیشود. البته نظریه دیگری نیز مطرح می شود که قانونگذاران بر این باورند که انکار عیب و عدم ارائه اطلاعات به طرف قرارداد موجب خیار فسخ میگردد و احتمال کاهش اعتبار قراردادها و معاملات در بسیاری موارد بیشتر میشود.




